افسردگی و انرژی روانی

افسردگی و انرژی روانی

افسردگی پس از سوگ و بازگشت به زندگی

سالی که هیچ چیز معنی نداشت

★★★★★ 5.0/5
Live
+148%
نرخ تبدیل
12.4k
کاربر فعال
تحویل به‌موقع
هر بار، بدون تأخیر
۳.۲ برابر بازگشت سرمایه
ظرف ۶ ماه

افسردگی پس از سوگ و بازگشت به زندگی

نوع پرونده

زن، ۴۱ ساله

حوزه‌ی درمان

سوگ و افسردگی

روش

فعال‌سازی رفتاری و ACT

مدت درمان

۱۲ ماه، ۲۸ جلسه

چالش

سالی که هیچ چیز معنی نداشت

شش ماه بعد از فقدان، هنوز روزهایی بود که از خانه بیرون نمی‌آمد. می‌گفت همه‌چیز بی‌معنی شده و هیچ کاری که بکند فرقی نمی‌کند. خوابش به‌هم ریخته و اشتهایش را از دست داده بود و محیط کارش داشت از او کم‌کم فاصله می‌گرفت.
رویکرد ما

اول معنا، بعد حال

در چهار جلسه‌ی اول فقط گوش دادیم. مراجعه برای سوگ، لزوماً به معنای «خوب کردن» نیست و تلاش برای عجله در این مرحله، آسیب می‌زند.
پس از آن کار به دو مسیر رفت: جدا کردن سوگ از افسردگی — چون دو چیز متفاوت‌اند با راه درمانِ متفاوت — و سپس فعال‌سازی رفتاری با تمرکز بر کارهای کوچک و معنادار، حتی روزهایی که انگیزه‌ای نبود.
نتیجه

زندگیِ کنارِ غم، نه زندگیِ بدونِ غم

در ماه چهارم به کار برگشت. در ماه هشتم توانست درباره‌ی فقدانش با دوستانش حرف بزند — چیزی که تا آن زمان ممکن نبود. غم نرفت، اما دیگر همه‌ی روز را نمی‌گرفت و کنترلِ زندگی به دستش برگشت.

«فکر می‌کردم باید فراموشش کنم تا خوب شوم. یاد گرفتم می‌شود با یادآوریِ او زندگی کرد.»

مراجع
ادامه

همه‌ی حوزه‌های درمان

  • اضطراب و پنیک
  • افسردگی و انرژی روانی
  • تروما و شوک روانی
  • کودک و نوجوان
  • مشاوره‌ی خانواده و زوج
  • اضطراب عملکرد و فرسودگی